مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز

!این مدرسه در تمام طول ترم ثبت نام میکند!

برای گروهبندی به این ادرس بروید (کلیک!)

 

www.Hg-goruhbandi.blogfa.com

 

 

موضوعات مرتبط: گروهبندی

نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1392ساعت 14:1 توسط الناز|

اینم از این بخش که خیلی منتظرش بودید ! 

تو مرحله قبل متاسفانه آروین جواب نداد و حذف شد :| و مرحله قبلشم که آرا حذف شده بود! خب اینا رُ میذاریم یه طرف 

اما اون دو نفری که موندن ، یعنی ممد سیا و سارا :دی

پناهگاهاشونُ حفر کردن طوری که زنده بمونن اما... وختی میخاسن درِ پناهگاهُ باز کنن و بیرون بیان ، متوجه شدن که در باز نمیشه و فهمیدن که سنگ های مذاب روش سفت شدن و راهی برای فرار ندارن !

منتظر بودن بلکه شیدایی ندایی صدایی بیاد نجاتشون بده ؛ اما حتی بعد از یه روز هم خبری از کمک نشد .

محموله غذاییشون تموم شده بود و خسته بودن ، فک میکردن آخرِ کاره...! که ناگهان...

ابولهولی جلوشون ظاهر شد و گفت : "" یه معما !! ""

یه میز هست که روی آن سه ظرف غذا وجود داره،هر کدام از این غذاها طعم و مزه خاصی داره ، و اما قهرمانا باید با توجه به چیز هایی که راجب آشپز های آن می دونند تشخیص بدن مزه غذا چیه !

_ظرف اول به دست یه جادوگر به اسم لورکین دس درست شده.

_ظرف دوم به دست پروتی و پادما پتیل درست شده.

ظرف سوم به دست یه زامبی درست شده.

و به این شرط که جوابشو بگی میتونی از اینجا خارج شی !!

+ قهرمانامون تا ساعت 4 فردا وخ دارن

نوشته شده در چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 21:5 توسط مهسا|

پست ویرایش دوبـاره شد!

هرگونه اعتراض بررسی میشه :)

راهنمای جدول امتیازات :

رنگ صورتی -> تازه وارد ها که امتیاز منفی نمیگیرند

رنگ سفید -> کسانی که مرخصی هستند

رنگ طوسی -> اخراج! -> اکانت این افراد از خابگاه ها پاک بشه!

رنگ بنفش -> اخطار -> اگه هفته بعد هم همین جوری کار کنند اخراج میشن!

 

 

اسلیترین-> 3978

 

ریونکلاو -> 3971 امتیاز

گریفندور -> 2471 امتیاز

هافلپاف -> 1248 امتیاز

اساتید سوالاتشون رو همراه با جواب تا فردا عصر (1 مهر) بفرستند !

 

نوشته شده در یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 21:27 توسط الناز|

وقتی هر 4 نفر به سوال جواب دادند در غار برای آروین و آرا  باز شد ومحمداز توی دریاچه ی یخ آزاد شد و سارا تونست از چاله برون بیاد !!

مقصد بعدی دریاچه بود ، یه دریاچه ی بزرگ و پرجوش و خروش !!

4 قهرمان بعد از اینکه خودشون رو به دریاچه میرسونند متوجه میشند که دریاچه خیلی عمیقه و خیلی پر جوش و خروش عرض دریاچه هم خیلی زیاده [اینو گفتم که نگین از رودریاچه میپرم:| جوب آب نیس!]!

توی دریاچه پر بود از عروس دریایی های بزرگ که ولتاژ برق خیلی بالایی رو توی آب ایجاد کردند قهرمان ها به محض لمس آب میمیرند !!

پس باید راهی برای رد شدن از دریاچه پیدا کنند! حالا میتونن خودشون رو عایق کنن یا قایق بسازن یا هر روش دیگه! -> فقط استفاده از وسایلی که برداشتید مجازه !

[امتیاز های کسب شده از جواب دادن به معما هم بعد از اتمام این مرحله اعلام میشه]

جواب هاتون رو قبل ساعت 10 صبح فردا بفرستید !


 

شیدا: یعنی آدم کار به مهسایِ هار ِ وحشی ِ چش قرمز بسپاره، به الناز نسپاره! صد سال پیش این عکسُ بهش دادم گفتم بزارا : |

و خوب عکس بعدی هم عکس قهرماناس پایین ِ کوه! آروین و محمد زودتر از همه رسیدن. آروین یکم رنگ پریده‌ست و نفس نفس می‌زنه اما محمد کلاً شاده! :دی بعد ِ اونا سارا رسیده که کلی پارچه بسته دور و بر خودش اما رو موها و پارچه‌هاش برف نشسته! و پارچه‌هام در اثر آب شدن ِ برفا خیس شدن و سنگین شدن و به زحمت راه میره! و کلی بعد تر از همه، آرا رسیده! که مثِ جنازه‌ست و کل هیکلش مدفون در برفه! رنگش هم از سرما پریده! به نظر میرسه تا اینجا، پسرا، یا درواقع گریفندور و هافلپاف جلو ترن! اینم تصویر ِ قهرمان ها:

کاملاً مستند و واقعیه‌ها، خصوصاً موهایِ آروین و محمد! :دی فقط رنگ ِ چشا فرق داره. اون سفیدام برفه. مهسایِ وحشی‌ام که تو عکس واضحه. = )) من فقط نمی‌فهمم چطور چند تاس:|

__________________________________________________________

قسمت 4 مرحله 2 !!

خب طی این مرحله متاسفانه آرا حذف شد چون برای رسیدنش باید سرعتش رو زیاد میکرد که سرعتش کم بود و بعد از فوران میرسید !!

خب بقیه که میرسن ، جلوی کوه یه نوشته هس :

هم دل دارد و هم دهان گنده

هر چیز درونش گذاری سریع خورده

بالا اورده آن را دوقلویش

غذایش هم هرچیز نرو سویش

 

#که مربوط به داستان هری پاتره !

+ شابلون ها تا ساعت 5 وقت دارند جواب بدن ! :)

____________________________________________________________

بخش 5 مرحله 2 !!

خب حالا شابلون های ما به آتشفشان رسیدن!

الآن آتشفشان فوران میکنه ، بیچاره میشن ، بدبخ میشن ، میمیرن ! :|

صدایی از همونجا میاد که میگه پناهگاهی رو برای خودتون طراحی کنید و بگید کجای این آتشفشان ساخته و بعد از اون پناهگاه بلافاصله ساخته میشه!

شابلون های ما باید بهترین زاویه ، شیب و جای پناهگاه رو تشخیص بدن و بگن تا این پناهگاهشون ساخته شه !

+ شابلون ها تا ساعت 1 شب وقت دارن طرح هاشون رو با جزئیاتی که توضیح داده شده تحویل بدن! :)

نوشته شده در یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 18:35 توسط الناز|

خوب اول یه  سوء تفاهمیُ بگم که رفع شه! الناز فقط واسه جو دادن گفت جایزه اصلی ِ شابلون امتیازه!  یعنی در واقع یه نیمچه امتیازی هم هست اما جایزه اصلی که فعلاً سورپرایزه به خود ِ شابلون ِ قهرمان‌ تعلق میگیره و امتیاز نیست! این امتیازایی که الان مینویسم فقط برایِ مقایسه در مسابقه‌ست!

 ____ تسترال سانتور مک گونگال پاترونوس :| تخم مرغ :|
محمد    100   100
       0  :|        0        0 
سارا    100   100        100
       0        0
آرا    100   100        100        0        0
آروین     100   100        100        0        0

توضیحات: سانتور و تسترال و مک‌گونگالُ که همه فهمیدید، اما عکس اول یک "تو" بود که پاش رو "نو" بود. پایِ تو = پات ، رو، No : پاترونوس!

و آخری آسون ترین معمایِ کتابِ هابیت بود :|. صندوقچه‌اب بدون لولا ، "درب و کلید" اما گنجینه ای طلایی درونش ، در دلش خواهی دید ؟ تخم مرغ : |

و انگلیسیش هم ->

A box without hinges , key or lid ... yet golden treasure inside is hid

خوب این مرحله، اسماً مرحله‌یِ عملیه! یعنی ما موقعیت‌هایی رو مطرح می‌کنیم که جوابِ واحدی نداره، هر کس باید بنا به خلاقیتِ خودش به این موقعیت‌ها جواب بده. ولی جواب‌تون نباید جوری باشه که ما بتونیم ازش ایراد بگیریم و اگه این یه بازی باشه، گیم‌اُورُ اعلام کنیم! یعنی مثلاً ما می‌گیم تو یه رودخونه پر از تمساح‌ـه، چه جوری ازش رد می‌شید؟ بعد نوابغ می‌گن با قایق :| خو تمساح قایقتُ برمی‌گردونه خودتم به صد تیکه تقسیم می‌کنه :|

 

و اینکه تو این مرحله که خودش شامل ِ بخش‌هایِ بسیاریه، شما به تعدادی معما هم برمی‌خورید که برایِ ادامه دادنِ راه به جوابش نیاز دارید! 

یعنی تو این مرحله برعکس مرحله قبل، تا جوابِ یکیُ ندی، نمی‌تونی بری بعدی! 

خوب این مرحله رو این‌طوری شروع می‌کنیم: اینُ بدونید که شما قراره تو سه موقعیتِ متفاوتِ مکانی قرار بگیرید: 

1- کوهستان 2- دریا 3-آتشفشان! و تو هر کدوم چالش‌هایی (آیس باکت! :دی) پیش ِ رویِ شماست! و موقعیت برا شما خطرناک میشه! و البته شما از پیش نمی‌دونید این موقعیت‌ها چی هستند. اما حق ِ انتخابِ ایزار دارید. دیگه بسته به خلاقیتِ شماست از ابزاراتون چطوری استفاده کنید و یا اصَن استفاده کنید یا نه!

اینم بگم شما فقط یه کوله پشتی با خودتون می‌برید (توش غذا و آب هست) ور ندارید صد تا سنگ بندازید توش مثلا :| خو کمرتون میشکنه! وزن ِ بارتون باید معقول باشه! از ابزارهایِ محیط هم حق استفاده ندارید اما از موقعیت‌هایِ مکانی چرا! یعنی مثلاً می‌تونید بگید طنابمُ گره زدم به بالایِ برج اما نمی‌تونید بگید یه آنتن بالایِ برج بود، برش داشتم پرتش کردم تو چشم ِ دشمن ِ وحشی :| 

+ این مسابقه کاملاً ماگل‌جاتی‌ست و ورد و اینا نداریم توش! :دی باید از ابزار استفاده شه و همه‌ش همراه‌تون باشه!

و اما ابزار آلات (بگید چه ابزاری برمیدارید تا مرحله شروع بشه!): 

1- بطری خالی پلاستیکی                  2-طناب 

3- چاقو                                        4-کمان (تیر و کمان و اینا :دی)

5- چوب! (حصیر و الوار!)                    6- چکش! :دی

7- پارچه !                                     8- سنگ!

9- مهسایِ وحشی =)) [منم نمی‌دونم این چه خاصیتی داره! :دی]

10- شیشه !                                 11- سنگ ِ چخماخ ! (اینُ برید از اجدادتون بپرسید چیه :دی)

خوب با توجه به وزن معقولِ کوله پشتی‌تون، بگید چیا برمیدارید و چه تعدادی تا مسابقه آغاز بشه!


آغاز مرحله دوم شابلون!

خوب اول از همه معذرت می‌خوام! من دیروز به دیدار مدیر و معلم ِ عزیزتون دایانا لوپین رفته بودم و  بعد یه مرضی گرفتم که چایِ کوهی (:ایکس) می‌خواست و متاسفانه قبل خوردنش به صورت ِ جنازه رویِ تخت ولو شدم و کلاً معذرت که کلاً نبودم که شابلونُ بذارم.

و اما اول جوابِ شابلون‌هایِ عزیز! (بعد از خوندنِ متن ِ هر کدوم رو اسمش کلیک کنید اگه حال دارید! :دی): 

محمد: هر یازده تا رو برمی‌دارن ایشون! :| بعد یه سوال. به نظر تو کیفی که شابلون ِ وحشی جا بشه، اصلاً چیز ِ دیگه‌ای جا میشه که تو همه‌شُ برداری؟ بعد آیا بینایی نداری وقتی می‌گویم بگو "چه مقدار" برمی‌داری؟ :| 

آرا : خوب آرا یه کیف ِ کوچیکُ انتخاب کرده! بطری متوسط. دو تا چاقو پرتاب از نزدیک و دور. طناب کوچیک. و یه پارچه صورتی ِ شاد انگار می‌خواد بره عروسی  کمان، سنگ‌های اندازه کف دست، سنگ چخماخ! 

بعد با وحشی حرف زده که پیاده دنبالش بیاد =)) گویا تو کیف جا نشده.! بعد گویا قراره سوپر من ِ شابلون شه با این تعاریفی که از خودش کرده که شنل داره و کمانش به دستشه! چاقو ها به کمرش وصله و سنگ‌ها تویِ جیبش جا شده!

(این مهسا پشتشه دیده نمیشه!:دی)

و بعد آروین پیترسون: آروین به صورت کاملاً شیک و دقیق انتخاب کرده! اینطوری! یه دونه از این چاقو خشنا با جاش!:دی سه تیکه چوب، یه دونه حصیر، دو تا بطری، چارتا سنگ (سنگه دگر؟) و یه طناب بسی طولانی! :-" و البته، مهسایِ وحشی ! =))

(خو آروین دیگه خیلی شیک و مجلسی هس دیگه! :-" عکس فان نمی‌تونم ازش بکشم:دی)

سارا : پارچه، طناب، بطری، تیم کمون! ایشون نقطه ضد ِ محمدن! یه جوری هم تیرکمونُ گرفت انگار به زور داریم بهش میدیم :|

و در آخر من عاشق ِ اون مبتکری ـم که از مهسای وحشی هم استفاده مفید کنه =))

و خوب میریم سراغ مرحله دوم:

 

خوب اون حلزونا رو میبینید؟ :-" شما قراره به کوه‌هایِ یخی پشتش برید!

همه شابلون‌ها ساعت 12 راه میفتن. تویِ کوه یه غاری هست که با سرعت عادی ساعت 1.5 بهش میرسید. میتونید اونجا استراحت و هر کار دیگه ای بکنید، و بعد از اون 2.5 ساعته میشه به نوک قله رسید و 2 ساعته به پایین میشه اومد! 4 ساعت طول میکشه تا از دریا رد بشید! و اون ور ِ دریا یه پناهگاه هست و این پناهگاه به این دلیل برقراره که رأس ساعت 12 شب آتش فشان فوران می‌کنه و همه باقی محیطُ نابود میکنه! 

(اینا خیلی مهمه که میگما :|)

ما فعلاً مرحله‌ی کوهستانُ میگیم تا ببینیم چه کسایی دقت کافی دارن که تو این مرحله نَمیرَن (البته نمیمیرید ما نجات‌تون میدیم!:دی) و به مرحله‌یِ دریا برسن!

و خوب اولین مشکل شما اینه که ساعت 3.5 بهمن بزرگی میاد و اگه شما چاره‌ای براش پیدا نکنید، زیر انبوه ِ برف یخ خواهید زد....

بچه ها این مرحله ی نکته مهم داره که لطفا پیداش کنین تا نمیرین :| چون اگه رعایت نشه میمیرین !

نکته: این تیکه از شابلون حذفیه! یعنی کسایی که بمیرن ، حذف میشن و نمی‌تونن ادامه مسابقه رو بدن!

نکته: فقط حق استفاده از وسایلی که انتخاب کردینُ دارید!


 قسمت سوم!

خوب اینکه جوابا چی بود و هر کدوم چه امتیازی میگیره رو به آخر مرحله موکول می‌کنم ولی اگه بخوایم یه گزارشی بدم و البته نظر ِ خودمُ بگم، باید بگم تا اینجا به ترتیب آروین، محمد، سارا و بعد آرا قرار دارن! اینکه تو چه وضعیت‌ـن رو موکول می‌کنیم به بعد قسمت ِ سوم!

آروین و آرا و در حال بیرون رفتن از غار بودن که در بسته شد! رویِ در غار نوشته‌هایی ظاهر شد...معمایی که نوشته شده بود اگه جواب نمی‌دادن، غار روی ِ سرشون خراب می‌شد و دیگه نمی‌تونستن ادامه بدن...

این درست همون نوشته‌هایی بود که وقتی محمد دست و پاش توی دریاچه یخ گیر کرد و یا سارا تویِ چاله‌ای نزدیکیایِ نوکِ قله گیر افتاد، جلوش ظاهر شد...:

فرستد یک پیام از من بر تو

گذارد این پیام او بر دست تو

به رویش 100 هزاران نقش دارد

و در محفل ما بس نقش دارد

و گرشد محفل ما حل و منحل

برو و  با آن یک بستنی خر!:|

هیچ کدوم از اونا تا این معلما رو جواب نمی‌دادن، نمی‌تونستن از وضعیت خلاص بشن...

و جواب این بود : .... ! (الان شما باید جوابُ بگید!:دی)

پیوست: جواب تابلوئه! :| تا ساعت 3 فردا وخ دارید اونم برا اینکه بیدار شید ببینیدش! وگرنه می‌گفتم تا پنج دقه دیگه. 

پ.ن: لطفا جوابتون رو کامل بنویسید ! مثلا اگه میگید که جواب پیژامه ست بگید که منظورتون پیژامه مرلین ـه یا پیژامه آقای دورسلی ؟ :|

نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 10:36 توسط شیدا فلک|



      قالب ساز آنلاین